Entradas

تو برای معمولی بودن به دنیا نیامده‌ای

  تو برای معمولی بودن به دنیا نیامده‌ای مقدمه: پادشاهی برای تماشاگران نیست زندگی تصادفی نیست. هر انسان، مأموریتی الهی در درون خود دارد. اگر هنوز نفس می‌کشی، به این معناست که آسمان هنوز به تو بر روی زمین نیاز دارد. اغلب ما فقط وجود داریم، در حالی که خدا ما را فراخوانده تا با هدف زندگی کنیم . شاگرد واقعی مسیح بودن یعنی رد کردن عادی بودن و قدم زدن در مسیر تفاوت و هویت الهی. تو اشتباه نیستی. تو یک طرح الهی هستی — دانه‌ای از جلال که برای آشکار کردن پادشاهی خدا به این دنیا فرستاده شده‌ای. فصل ۱: درک مأموریت خود پیش از آنکه به دنیا بیایی، خدا سرنوشتت را نوشته بود. او تو را در زمانی خاص، در مکانی خاص، با استعدادها و توانایی‌های منحصربه‌فرد قرار داد. مأموریت تو با دیگران متفاوت است. بعضی فراخوانده شده‌اند تا تعلیم دهند، بعضی برای شفا، برخی برای رهبری یا ساختن. اما هدف همه یکی است: آشکار کردن مسیح از طریق زندگی خود . زندگی‌ات را در تقلید از دیگران هدر نده. به جای آن، کشف کن چرا خدا تو را انتخاب کرده است. هر روز از خود بپرس: «آیا برای خوشنودی انسان‌ها زندگی می‌کنم یا برای انجام مأمور...

قدرت نامرئی افکار

  قدرت نامرئی افکار آفرینش واقعیت از طریق روح مقدمه در درون هر انسان، نیرویی خاموش وجود دارد؛ انرژی‌ای لطیف اما بی‌نهایت: فکر . نامرئی است، اما فعال. ساکت است، اما سرنوشت‌ساز. افکار می‌توانند امپراتوری‌ها بسازند یا درون انسان را ویران کنند. هر فکر، دانه‌ای است که در خاک ذهنت کاشته می‌شود، و دیر یا زود، آنچه را کاشتی، درو خواهی کرد. آنچه می‌اندیشی، همان می‌شوی. و آنچه باور داری، همان را می‌آفرینی. ۱. افکار نیروهایی زنده‌اند بسیاری می‌پندارند افکار بی‌جان‌اند، اما درون آن‌ها ارتعاشی واقعی نهفته است. فکری که بارها تکرار شود، به باور تبدیل می‌شود، و باور به حرکت در ماده منجر می‌گردد. تمدن‌ها، اختراعات، انقلاب‌ها — همه از یک فکر آغاز شده‌اند. جهان بیرونی تنها بازتابی از جهان درونی است. «زیرا همان‌گونه که انسان در دل خود می‌اندیشد، همان است.» — امثال ۲۳:۷ پس جهان تو بازتابی است از کیفیت افکارت. اگر می‌خواهی زندگی‌ات را دگرگون کنی، از پاک‌سازی ذهن خود آغاز کن. ۲. نبرد خاموش ذهن نبردی ناپیدا وجود دارد که بسیاری از آن بی‌خبرند: نبرد ذهن با خود. افکار ترس، گناه و شکست، مانند سموم ...

عنوان: غول درونت را بیدار کن

  عنوان: غول درونت را بیدار کن مقدمه هر انسان نیروی عظیمی در درون خود دارد که اغلب زیر بار شک، شکست‌ها و ترس از ناتوانی پنهان شده است. با این حال، هر موفقیت بزرگی از یک تصمیم درونی آغاز می‌شود: تصمیم به بیداری . این پیام برای کسانی است که احساس می‌کنند زندگی‌شان می‌تواند بزرگ‌تر، قوی‌تر و درخشان‌تر باشد. ۱. شناسایی غول خفته پیش از آنکه غول درونت را بیدار کنی، باید او را بشناسی. آن غول درون توست: شجاعتت که ترس آن را به خواب برده است. رویاهایت که انتقاد دیگران خاموششان کرده است. ایمانت که سختی‌ها تضعیفش کرده‌اند. بسیاری از مردم کمتر از توان واقعی خود زندگی می‌کنند، زیرا محدودیت‌هایی را پذیرفته‌اند که جامعه، گذشته یا اطرافیانشان بر آنان تحمیل کرده‌اند. توصیه: لحظه‌ای درنگ کن و به یاد آور چه چیزی در کودکی قلبت را به تپش وا‌می‌داشت. اغلب، غول در همان‌جاست، در نقطه‌ای که شور و اشتیاقت آغاز شد. ۲. شکستن زنجیرهای نامرئی بزرگ‌ترین زندان‌ها از دیوار ساخته نشده‌اند، بلکه از اندیشه‌های محدودکننده : «من به اندازه کافی خوب نیستم.» «برای من خیلی دیر شده است.» «دی...

قدرت پنهان انضباط: کلید هر موفقیت

  قدرت پنهان انضباط: کلید هر موفقیت مقدمه بسیاری از مردم راز موفقیت را در راه‌حل‌های سریع، فرصت‌های ناگهانی یا صرفاً شانس جستجو می‌کنند. اما داستان رهبران بزرگ، کارآفرینان و صاحبان بینش یک حقیقت ساده و جاودان را آشکار می‌سازد: انضباط ریشه هر موفقیت پایدار است . 1. درک انگیزه واقعی انگیزه مانند شعله‌ای است: می‌تواند سریع روشن شود، اما به همان سرعت هم خاموش می‌شود. اما انضباط چوب محکم و ماندگاری است که شعله را زنده نگه می‌دارد. انگیزه = احساسی که آغاز می‌کند. انضباط = عادتی که ماندگار می‌شود. 2. روش پیروزی‌های کوچک تغییر بزرگ از یک حرکت شگفت‌انگیز پدید نمی‌آید، بلکه از تکرار روزانه اقدامات کوچک ساخته می‌شود. اهدافی روشن و قابل اندازه‌گیری تعیین کنید. آرزوهای بزرگ خود را به گام‌های واقعی تقسیم کنید. هر پیروزی کوچک را جشن بگیرید، زیرا اعتماد به نفس بزرگ می‌سازد. 3. قدرت استمرار انسان اغلب دست‌کم می‌گیرد که در یک سال با استمرار چه چیزی می‌تواند به‌دست آورد. خواندن ۱۰ صفحه در روز یعنی ۳۶۵۰ صفحه در یک سال. دویدن ۲۰ دقیقه در روز یعنی بیش از ۱۲۰ ساعت تمرین در ۱۲...

تبدیل آزمایش‌ها به فرصت‌ها: هنر بازگشت پس از شکست

  تبدیل آزمایش‌ها به فرصت‌ها: هنر بازگشت پس از شکست در زندگی هیچ‌کس از آزمایش‌ها و سختی‌ها در امان نیست. هر کسی، روزی با شکست روبه‌رو می‌شود: پروژه‌ای که فرو می‌ریزد، رابطه‌ای که از هم می‌پاشد، یا مسیری شغلی که از کنترل خارج می‌شود. اما تفاوت میان کسانی که سقوط می‌کنند و کسانی که برخاسته و رشد می‌کنند، خود شکست نیست، بلکه شیوه تبدیل آن به سکوی پرتاب است.  درک این حقیقت که شکست پایان راه نیست شکست اغلب به‌عنوان حکمی نهایی دیده می‌شود. در حالی که در واقعیت، تنها یک مرحله است. هر ناکامی حاوی درسی ارزشمند است؛ درسی که موفقیت همیشه آشکار نمی‌سازد. یادگیری این‌که شکست را به‌عنوان معلم ببینیم، نه دشمن، اولین کلید دگرگونی است.  تغییر دیدگاه: از سقوط تا رشد بسیاری در احساس شرم یا سرزنش متوقف می‌شوند. با این حال، درست در تاریک‌ترین لحظات است که نور متولد می‌شود. تاریخ پر است از نمونه‌هایی از افرادی که پس از ورشکستگی یا طرد شدن، قوی‌تر بازگشتند: والت دیزنی اخراج شد زیرا گفته می‌شد «تخیل کافی ندارد». استیو جابز از شرکت خودش اخراج شد، قبل از اینکه بازگردد و اپل را به شکلی...

پیش برو با وجود زخم‌هایت: گذشته‌ات آینده‌ات را تعیین نمی‌کند

  پیش برو با وجود زخم‌هایت: گذشته‌ات آینده‌ات را تعیین نمی‌کند  بسیاری از مردم اسیر گذشته خود هستند: زخم‌ها، خطاها، خیانت‌ها، شکست‌ها… آنان فکر می‌کنند که زخم‌هایشان مانع پیشرفتشان می‌شود. اما در طرح خدا، زخم‌ها مانع نیستند بلکه شهادتی از پیروزی هستند.  زخم‌های تو ثابت می‌کند که زنده مانده‌ای زخم نشانهٔ ضعف نیست، بلکه گواه این است که تو طوفان را پشت سر گذاشتی و هنوز ایستاده‌ای. همانند یوسف که توسط برادرانش فروخته شد، طرد شد و به زندان افتاد – زخم‌هایش آینده‌اش را نابود نکرد، بلکه او را به تخت مصر رساند.  گذشته‌ات آخرین کلمه را ندارد سرگذشت تو نه توسط دشمنانت و نه توسط شکست‌هایت نوشته نمی‌شود، بلکه به دست خدا نوشته می‌شود. موسی گذشته‌ای تاریک به عنوان قاتل داشت، اما خدا او را برای رهایی اسرائیل به‌کار برد. پولس زمانی کلیسا را آزار می‌داد، اما او رسول ملّت‌ها شد. گذشته‌ات آینده‌ات را تعیین نمی‌کند – تنها خدا آن را تعیین می‌کند .  خدا درد را به سرنوشت تبدیل می‌کند آنچه دشمن برای نابودیت می‌خواست به‌کار گیرد، خدا آن را برای بلند کردن تو به‌کار می‌گیر...

برخاستن پس از شکست: تبدیل ناکامی به سکوی پرتاب

  برخاستن پس از شکست: تبدیل ناکامی به سکوی پرتاب شکست بخشی از زندگی هر انسان است؛ طرح‌هایی که متوقف می‌شوند، رابطه‌هایی که پایان می‌یابند، رویاهایی که به تأخیر می‌افتند. امّا برای کسانی که با خدا راه می‌روند، شکست هرگز پایان نیست؛ بلکه می‌تواند سکویی برای آغاز دوباره باشد. ۱. شکست هویت تو نیست یک شکست، شخصیت تو را تعریف نمی‌کند؛ فقط بخشی از مسیر تو است. کتاب مقدس به ما یادآوری می‌کند: «ای دشمن من، بر من شادمانی مکن، زیرا اگر بیفتم، برمی‌خیزم.» (میکاه ۷:۸) هر لغزشی می‌تواند مدرسه‌ای باشد برای استحکام شخصیت، رشد صبر و کسب حکمت. ۲. درس گرفتن و رو به جلو رفتن پس از یک شکست، لازم است کمی مکث کنیم: شناسایی کنیم چه چیزی درست عمل نکرد. درس‌های ارزشمند را به خاطر بسپاریم. با کمک خدا، تصمیم‌های تازه بگیریم. در گذشته زندانی نمان. به آینده نگاه کن، زیرا خدا وعده داده است: «اینک کاری تازه می‌کنم، هم‌اکنون جوانه می‌زند، آیا آن را نمی‌بینید؟» (اشعیا ۴۳:۱۹) ۳. حرکت با نیرویی تازه برخاستن یعنی با شهامت دوباره قدم برداشتن: دعاهای تازه : ترس‌های خود را به خدا بسپار و قوت ...